ارتداد روشنفکران از پارادایم های بومی

ارتداد روشنفکران از پارادایم های بومی
اوج افتخار فلسفه دان ما این است که نظرات کانت و دکارت را به خوبی تشریح کند درحالی که اگر کانت و دکارت نیز در جامعه ما بودند به قطع مسائل دیگری را برای فلسفه ورزی انتخاب می کردند.

زمانی تفکر و شیوه اقامه استدلال می تواند منشاء آثار سازنده باشد که از بطن جامعه سربرآورد و پارادایم های بومی در آن نقش تعیین کننده داشته باشد. با این وصف اگر با دید آسیب شناسانه به مسئله فلسفه ورزی در ایران نظر کنیم درخواهیم یافت که اغلب مسائل فلسفی که در کشور ما  مطرح می گردد صرفا تقلیدی از روشنفکران سایر جوامع است و بسیاری که عنوان فیلسوف را یدک می کشند نهایت هنرشان در بیان اندیشه های فیلسوفان جوامع دیگر می باشد.

واضح است که ساحت تفکر محدود به جامعه ای خاص نیست و هیچ طیفی نمی توانند مدعی بی نیازی از سایر نحله های فکری و مخالف باشند و لیکن موضوع مورد مناقشه اینجاست که امروزه "تقلید تفکر فلسفی" محوریت اصلی را به خود اختصاص داده است.

در هر جامعه ای به اقتضاء سطح آگاهی و مشکلات رایج، سوالاتی اهمیت پیدا می کنند که مطرح کردن آن ها در جامعه دیگر، با توجه به اختلاف سطح آگاهی و  مشکلات، کاری غلط می باشد. برای نمونه جامعه ای را در نظر بگیرید که معضل اصلی آن دروغ و بی صداقتی اجتماعی است. در این وضعیت، نقش فیلسوف و مصلح اجتماعی پرداختن به این مسئله است و سایر سوالات  بایدجنبه فرعی پیدا کنند.

حال اگر متفکران و فیلسوفان  جامعه فوق بخواهند با تقلید از جوامع مترقی، مسائل اصلی آن ها را به عنوان دغدغه اجتماعی جامعه خود مطرح کنند نه تنها مشکلی را حل نخواهند کرد بلکه با معکوس نشان دادن اولویت ها موجب وخیم تر شدن اوضاع خواهند شد.

مشکل امروز ما این است که تفکر، ارائه سوال و اقامه استدلال در سطح روشنفکران و اساتید، همگی اکتسابی از جوامع دیگر است و به دلیل غیربومی بود آن ها، برای عموم جامعه گنگ و فاقد اهمیت می باشد. در حقیقت، چون روشنفکر و فیلسوف ایرانی امروزه بر اساس متد غیر ایرانی در مورد جامعه ایران به تحلیل می پردازد، مخاطبان آن ها نیز صرفا محدود به همان سطح دانشگاهی یا امثال آن می باشند.

با این وصف، اوج افتخار فلسفه دان ما این است که نظرات کانت و دکارت را به خوبی تشریح کند درحالی که اگر کانت و دکارت نیز در جامعه ما بودند به قطع مسائل دیگری را برای فلسفه ورزی انتخاب می کردند. با این حال فلسفه ورز ما کماکان به دنباله روی صرف از کانت و امثال وی بسنده می کند و توجهی ندارد که در جامعه خود چه مسائلی اهمیت پیدا کرده است.

با این وصف تا حدی مشخص گردید که چرا مسائل روشنفکران دغدغه اجتماعی نیست؟

یکی از فلسفه دانان معاصر ما که از بردن نام ایشان پرهیز می کنم، در یکی از کتب عریض و طویل خویش می نویسد: جامعه ایران به گونه ای است که فلسفی ترین جملات فلسفی در آن مجال حیات نمی یابند و مانند ماهی که در خشکی خفه می شود، به فنا می روند.

ایشان در نظر ندارند که این نقص بیش از آن که متوجه عموم مردم باشد، ایرادی است که به شخص او وارد می گردد. براستی چرا روشنفکر و فیلسوف ایرانی به حدی با جامعه فاصله پیدا کرده که سخنان وی مانند ماهی خارج از آب خیلی زود محو می گردد. در واقع چون این طیف به طرح مسائلی پرداخته اند که مورد اهمیت عموم جامعه ما نیست به چنین مهجوریتی مبتلا شده اند و پس از چندی نیز با سرخوردگی کشور را ترک می کنند.

وحید زاهد

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد