نقدی بر نظریه آتئیستی پیرامون منشا دین

نقدی بر نظریه آتئیستی پیرامون منشا دین

در فلسفه دین سعی می شود تا موضوعات و مسائل مطرح شده پیرامون دین، از حیث عقلی پاسخ داده شود که با این وصف، رویکرد عقلانی مطلق به مبحث دین، هدف اصلی آن می باشد. قابل توجه است که باید بین فلسفه دین با فلسفه دینی، دین فلسفی و فلسفه های کلامی تفاوت قائل شد چراکه هریک از این مفاهیم رویکردی مجزا و مستقل می باشند.

اما آنچه در این یادداشت مورد مداقه و تحلیل قرار گرفته نقد مبنایی در فلسفه دین است که امروزه مروجان تئوری های دهری و الحادین ادیان، از آن به عنوان مبنایی پذیرفته شده استفاده می کنند. در این مبنا، افراد برای پاسخ به سوالاتی که در حوزه جهان شناسی یا تفسیر محیط و حوادث طبیعی در ذهن شان شکل می گیرد، به ادیان رجوع می کنند. در این تئوری، ادیان، اسطوره ها را با استفاده از وهم و خیالات انسانی پدید می آورند و با اتکا به این مفاهیم غیرواقعی، واقعیت های جهان مانند شرور، مرگ و اموری از این قسم را پاسخ می دهند. گزارشات تاریخی مربوط به جهل انسانی نسبت به علل طبیعی حوادث، مهمترین مرجع استناد طرفداران این نظریه است.

در این تئوری، کثرت و تنوع باورهای مذهبی دلیلی بر وهمی بودن آن ها قلمداد می شود چراکه تعارض این بینش ها را در اوهام انسانی و شرایط زندگی او جستجو می کنند.

آن ها باور به وجود اساطیر که در میان برخی طوایف شاخصی برای سنجش تمام حوادث و اتفاقات بود را دلیلی بر این می دانند که بشر با استفاده از وهم و خیالات خود محرک هایی را در عالم پدید آورد تا پاسخ گوی مجهولات جهان پیرامون باشد.

جبر جغرافی ادیان، مبنای دیگری است که در این تئوری به آن استناد می شود. در این مبنا ادیان برای تبیین باورها از امثال، اصطلاحات، زبان و شرایط محیطی جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند استفاده می کنند که این امر نشان می دهد دین صرفا پدیده ای اجتماعی در بستر محیط جغرافیایی برای پاسخ به مجهولات انسان است.(به عبارت دیگر پاسخ هایی که دین به پرسش های آدمی عرضه کرده اند با توجه به جغرافی و محیط زندگی او بوده است)

اغلب، این تئوری ها توسط افرادی که نگاهی الحادی و دهری به دین دارند، مطرح می شود که در این یادداشت اجمالا نقدهایی بر آن ارائه می گردد:

1-در نقد تئوری مذکور عنوان می شود اگرچه ادیان در مقام پاسخ به سوالات بنیادین جهان هستند اما برخی از آن ها اسطوره باور یا با مبانی معارض علم، مبادرت به این کار می کنند. با این وصف نمی توان یک حکم کلی صادر کرد و همه ادیان را از حیث اعتبار ساقط کرد.

در حقیقت، پیروان نظریه مذکور، با ذکر مواردی از قبائلی که تفاسیر  اساطیری از پیدایش جهان و حوادث طبیعی دارند، آن را به آموزه تمام ادیان تعمیم می دهند و خود، حکمی غیرواقعی صادر می کنند. این نهایت بی انصافی است که در نقد A، چیز مجزایی مانند B را مبنا قرار داده و تمام احکام صادره از B را به A تعمیم دهیم.

2-در بررسی شبهه جبر جغرافی ادیان باید توجه داشت که باید میان ادیان تفکیک قائل شد. پیامبران الهی از مفاهیم شناخته شده و رایج که مشترک میان تمام ابناء بشر است، تفسیری متعالی و توحیدی ارائه کرده اند که با این وصف کلمات و مفاهیم به نحو ماهوی تغییر نموده اند. مثلا کوه اگرچه از یک مفهوم طبیعی گرفته شده اما در آموزه های انبیاء کابردی متعالی یافته و ابزاری برای ارتقای معنوی انسان قرار گرفته است.

وحید زاهد_کارشناس ارشد ادیان و عرفان

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد