برزخ و شدائد موت از منظر عرفان

برزخ و شدائد موت از منظر عرفان

شناخت خدا در طریق عرفان، مبتنی بر شهود و مشاهده حق است که تا پیش از وصول به این مرتبه، سالک، در مقام توحید تقلیدی است. کلاباذی در کتاب خویش، شرح تعرف، به نقل از عارفی می نویسد: اگر در دادگاه شهادت به چیزی دهید که آن را ندیده اید مرتکب حرام گشته اید ولو اینکه آنچه برزبان می آورید اتفاق افتاده باشد. شاهد، زمانی شاهد محسوب می گردد و می تواند شهادت دهد که در مقام مشاهده بوده باشد و آنچه بر زبان می آورد دیده باشد.(نقل به مضمون) با این وصف شهادت ما در اذعان به وحدت حق، با وصول به مقام مشاهده حاصل می گردد و با مقیم شدن در این مقام است که شهادت های پیشین سالک در مقام تقلید، مبدل به توحید اهل الله می شود.

با توجه به مبانی فوق، معنای حقیقی حدیث: حسنات الابرار سیئات المقربین(کارهای نیک خوبان برای مقربان عمل زشت محسوب می شود.) مشخص شد. توحید تقلیدی و حتی عقلی که بالاترین مرتبه ابرار است، برای مقربین که در مقام کشف و شهود مستقرند سیئه(گناه) محسوب می شود. البته باید توجه داشت برای وصول به مقام مشاهده اغلب باید از مرحله توحید تقلیدی گذشت و باید به حدی در تبعیت بود که از مرحله تقلید به تحقیق رسید. این مسئله را علامه سید محمد حسین طهرانی در کتاب لب لباب شرح و بسط داده اند و گذر سالک از وادی توحید تقلیدی به تحقیقی را تا حدی بسط داده اند.

در مجموع تا از وادی حس عبور نشود و صورت های موهوم زائل نگردد اذعان به توحید، محدود در مرتبه لفظی و یا عقلی خواهد بود.

با خروج از این نشئه و ورود به عالم بعد، افرادی که توحید در آن ها محقق شده(موحدان به توحید تحقیقی)  نتیجه مشاهده خود را بر زبان می آورند و آن ها که از مرتبه توحید لفظی، قدمی پیش نگذاشته اند نمی توانند به آسانی از این مرحله عبور کنند.

مسئله برزخ و شدتی که بر افراد وارد می شود به این سبب است که در دنیا از فرصت ها برای تهذیب و تطهیر نفس استفاده نکرده اند و از این رو خروج از ظلمت ماده در برزخ گریبان گیر آنان است. عارف که در دنیا با مجاهده و ریاضت های شرعیه نفس خود را طهارت بخشیده و در مقام تجرد از ظلمات مادی، همنشین مجردات(ملائکه) شده در نشئه دیگر، محیا برای تکمیل سیر خود است. این درحالی است که اسیران امیال نفسانی و مطیعان شهوات به حدی در ظلمات مادی فرو رفته اند که در برزخ دچار شدت می گردند چراکه باید از پیله ای که گرد خویش بسته اند خارج شوند و مفاهیم عالمی که در آن وارد شده اند را درک کنند.

در کتاب لقاء الله، نوشته عارف واصل، میرزا جوادآقا ملکی تبریزی تمثیلی در خصوص سکرات موت آمده که با آنچه در بالا نوشته درک می گردد. در کتاب مذکور  نقل شده که یکی از صلحا را پس از موت در عالم خواب دیدند و در خصوص شدائد مرگ از او پرسیدند؟ او پاسخ داد سختی موت برای من مانند کسی بود که بوته ای خار در درون بدن او باشد که قابض الارواح سعی می کند آن را از دهان وی بیرون بیاورد.(نقل به مضمون)

در حقیقت انس با ماده و لذت همنشینی با امیال نفسانی اجازه نمی دهند روح  رها شود و از این رو انتقال آن با شدت و رنج همراه می گردد. با این وصف، تا انسان به سلوک نپردازد و در مقام مشاهده حق که شرط آن تجرد است بر نیاید با زحمت در برزخ و قیامت مواجه خواهد شد.

                                                                                                                                 وحید زاهد

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد