توکل در کلام بایزید و مسلم دیلمی

توکل در کلام بایزید و مسلم دیلمی
سالک در مقام توکل از ظلمت توجه به علت و معلول خارج شده و تنها وحدت حق را در تمام شئون و مظاهر مشاهده می کند. با شدت گرفتن این مشاهده، توحید افعالی، یعنی معنای واقعی لاحول ولا قوه الا بالله در سرزمین وجود جلوه می کند.

سالک در مقام توکل از ظلمت توجه به علت و معلول خارج شده و تنها وحدت حق را در تمام شئون و مظاهر مشاهده می کند. با شدت گرفتن این مشاهده، توحید افعالی، یعنی معنای واقعی لاحول ولا قوه الا بالله در سرزمین وجود جلوه می کند و رهرو در هرچه که بر او واقع می شود تنها نور و ظهور حق را می بیند. 

با یزید را از توکل پرسیدند، روی به مسلم دیلمی کرد و گفت: در توکل چه گویی؟ گفت: آن که در صحرا تنها بمانی و از چپ و راست تو سباع(جانوران وحشی) و افعی بگیرند چنانچه هیچ وجه روی گریختن بنماند، در میان این همه هیچ اعتراضی در سر تو نجنبد.

بایزید گفت: نزدیک است به توکل، اما اگر اهل بهشت را ببینی در نازان و اهل دوزخ را ببینی در آتش گدازان و در اندرون تو تمیزی پدید آید، از زمره متوکلان بیرون آمدی(کتاب مناقب صوفیه، ص 46) 

در حقیقت، عارف در مقام توکل به حدی غرق می شود که از توجه به جمیع ما سوی الله(غیرخدا) فارق می گردد. حضرت ابراهیم(علیه السلام) به حدی در مشاهده حق، غرق شد که آتش نمرودیان اثری در ایشان پدید نیاورد و ثمره این توکل، گلستان تجلی حقیقت بود.

به یمن تبرک، با آیه 12 سوره ابراهیم که پیرامون توکل است سخن را خاتمه می دهیم:

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

(و چرا ما بر خدا توکل نکنیم در صورتی که خدا ما را به راه راستمان هدایت فرموده؟ و البته (در راه اطاعت و رضای خدا) بر آزار و ستمهای شما صبر خواهیم کرد، و ارباب توکل باید (در همه حال خوش و ناخوش) تنها بر خدا توکل کنند.)

وحید زاهد      

ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد